خواجه نظام الدين عبيد زاكاني
51
أخلاق الأشراف ( فارسى )
تلويح را بر سرير اين تصريح « 1 » جلوه داد كه « بعثت لاتمّم مكارم الاخلاق » « 2 » . و قوانين اين قسم را كه علم اخلاق « 3 » و حكمت عملى خوانند علماى سلف « 4 » در
--> - گر عروسِ شرع را از رُخ براندازى نقاب * بىخطا گردد خطا و بىخَطَر گردد خُتَن بازهمو گويد ( ديوان ، 52 ، مدرّس ) : عروسِ حضرت قرآن نقاب آنگه براندازد * كه دار الملكِ ايمان را مُجَرّد بيند از غوغا . ( 1 ) . تلويح ، به اشاره گفتن ، موضوعى را به اشاره و كنايه در طىّ سخن درج كردن ؛ و آن مقابل تصريح است يعنى روشن و آشكار گفتن « . . . و بازجماعتى كه خويشتن در محلّ لدات [ - همزادان ] دارند اگر اندك نخوتى و تمرّدى اظهار كنند ، و به تلويح و تصريح چيزى فرانمايند كه به معارضه و موازنه مانند شود ، در تقديم و تعريك ايشان آن مبالغت رود كه عزّت و هيبت پادشاهى اقتضا كند . . . » ( كليله ، 391 ، مينوى ) . تلويح در واقع نزديك به معنى كنايه است ، و از اينجاست كه نويسندگان عرب گويند الكناية ابلغ من التّصريح ، كنايه از تصريح رساتر است ( راغب ، محاضرات 30 / 219 ) . ( 2 ) . بعثت . . . برانگيخته شدم تا خوىهاى و الا و پسنديده را به پايان ببرم ( تكميل كنم ) ، - نجم رازى ، مرصاد ( 422 ، دكتر رياحى ) ؛ ترك الاطناب ، 650 ؛ ترجمهء شهاب الاخبار ، 137 . اين حديث هرچند مشهور است ، امّا تا اواخر سدهء چهارم هجرى در متون دينى و عرفانى به چشم نمىخورد ، - مقالهء « اخلاق » Encyclopaedia of Islam ، دائرة المعارف اسلام ، 1 / 325 - 329 ، چاپ جديد . ( 3 ) . علم اخلاق ( Ethics ; Moral sciences ) بخشى از حكمت عملى است ، و در اصطلاح حكيمان « عبارت از ملكهيى است كه به واسطهء آن افعال از نفس به آسانى و بدون به كار بردن انديشه صادر مىشود » - فخر رازى ، جامع العلوم ، 201 ، بمبئى ، 1323 ه . ق . ؛ جميل صليبا ، المعجم الفلسفى ، 1 / 50 ، بيروت ، 1978 ؛ على اصغر حلبى ، تاريخ تمدّن اسلام ، 145 ، تهران ، 1365 ه . ش . امروزه ميان « اخلاقيّات » ( Ethics ) و « علوم اخلاقى » فرق مىگذارند ، و به عنوان دو علم جداگانه ( از اوّلى به شيوهء توصيفى ، و از دومى به شيوهء تجربى ) بحث مىكنند . ( 4 ) . علماى سلف ، دانشوران پيشين ، كه ظاهرا مقصود عبيد ، افلاطون و ارسطو ( از يونانيان ) و